خرید بک لینک

دوشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۵

[ ]

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

بیداری ستاره در چشم جویباران

آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل

لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران

بازا که در هوایت خاموشی جنونم

فریاد ها برانگیخت از سنگ کوه ساران

ای جویبار جاری ! زین سایه برگ مگریز

کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران

گفتی: به روزگاران مهری نشسته گفتم

بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز

زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زین گونه یادگاران

وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران

برچسب: نویسنده: بهنام خوشنام تاريخ: جمعه 2 تير 1396 ساعت: 20:16

صفحه بندی